السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري ( مترجم : مؤلف )

185

حمايت از حيوانات در اسلام ( فارسى )

گرسنه گذاشتن شتر 158 - روزى پيامبر صلى الله عليه و آله به باغ يكى از يارانش رفت . هنگاميكه وارد باغ شد مشاهده نمود كه شترى در آنجا وجود دارد . و وقتى كه نگاه شتر به حضرت افتاد گريه كرد . سپس حضرت به نزديك شتر رفت . و دست بر سر و صورت آن كشيد تا آرام گرفت . آنگاه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : صاحب اين شتر كيست ؟ در اين هنگام جوانى از انصار بنزد حضرت آمد و گفت : - يا رسول اللَّه - من صاحب اين شتر هستم . پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود : چرا در مورد اين حيوانى كه خداوند در اختيارت قرار داده است تقوا و پرهيزكارى را به كار نمىبرى ؟ اين حيوان از تو بنزد من شكايت كرد . و گفت : تو آن را گرسنه مىگذارى و ضعيف و لاغر كرده‌اى « 1 » . 159 - جابر انصارى رحمه الله گفت : روزى شترى به نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و با ايشان سخن گفت . حضرت از شنيدن سخن شتر خنديد . سپس فرمود : اين شتر از كمى علوفه و سنگينى بار شكايت مىكند . - اى جابر - بهمراه اين شتر پيش صاحبش برو . و او را بنزدم بياور . جابر گفت : به حضرت گفتم : - به خدا سوگند - من صاحب اين شتر را نمىشناسم . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : شتر تو را دلالت و راهنمايى مىكند .

--> ( 1 ) - عن عبد اللَّه بن جعفر : أنّ النبيّ صلى الله عليه و آله دخل حائطاً لبعض الأنصار . فإذاً فيه جمل فلمّا رأى النبيّ صلى الله عليه و آله ذرفت عيناه . فمسح النبيّ صلى الله عليه و آله سنامه . ف سكن . ثمّ قال صلى الله عليه و آله : من ربّ هذا الجمل ؟ ف جاء فتى من الأنصار . فقال : هو لي - يا رسول اللَّه - . فقال صلى الله عليه و آله : ألا تتّقي اللَّه في هذه البهيمة الّتي ملّكك اللَّه إيّاها ؟ فإنّه يشكو إليّ أنّك تجيعه و تذيبه ( بحار الأنوار ج 61 ص 111 ) .